ابراهيم اصلاح عربانى

718

كتاب گيلان ( فارسى )

تا 1344 . نيابت توليت دانشگاه صنعتى شريف از 11 آبان 1344 تا بهمن ماه 1346 . رياست دانشگاه ملى در سال تحصيلى 1347 - 1346 . نشريهء معتبر اطلاعات سال در شمارهء 1357 ضمن معرفى خدمات دكتر مجتهدى نوشت : « دكتر مجتهدى با 34 سال رياست و مديريت كالج البرز تنها ايرانى است كه در چنين مدت طولانى به يك مؤسسهء آموزشى معتبر رياست داشته است . وى با آنكه طى اين مدت عهده‌دار سمتهاى مهم ديگرى از قبيل رياست دانشگاهها بوده ، ولى به طور مداوم در پست رياست البرز يعنى بزرگترين و مهمترين سازمان آموزشى متوسطهء ايران باقى است . او يك مدير خوب و شايسته و واجد كليهء صفات و شرايط مديريت است . از نظر طول مدت رياست و مديريت در ايران هيچكس تاكنون با دكتر مجتهدى رقابت نكرده است . » محصص ، مهكامه سرور مهكامه محصص از شاعران معاصر خطهء هميشه‌سبز و باران‌خيز گيلان است كه در سال 1291 خورشيدى ، در شهر ادب‌پرور و شاعرخيز لاهيجان پا به عالم هستى نهاد . پدرش ميرزا احمد خان مستوفى محصص از فضلا و مادرش ساره سلطان فاضله‌اى هنرمند از لاهيجان بود . ساره سلطان در خط و نقاشى نامور بود و اين براى سرور امتيازى بزرگ بشمار مىرفت . كه از خردى توانست در محضر استاد باشد . براى تعليم او معلمين سرخانه گرفتند و سرور در نه سالگى معادل يك فارغ التحصيل متوسطه دانش اندوخته بود و از نوجوانى وظيفهء تعليم و تربيت كودكان و بزرگ‌سالان را به عهده گرفت . بعد از درگذشت پدر و مادر سرور به رشت نقل مكان نمود و در سنى كم مديريت آموزشگاه اكابر نسوان را متكفل شد . او خود در اين‌مورد مىگفت : چون زنان كلان‌سال مرا با سن كم و جثه و اندام نوجوانان به مديريت خويش ديدند به شگفت اندر شدند و حتى شايد تمايل به تمكين از دستورات مديره خود را نداشتند ولى مقاومت و محبت و فروتنى و دقت مديريت من به آنها اجازه تمرد از دستورات آموزشى را نمىداد و در چنين موقعيتى در نخستين دبيرستان دخترانه رشت به نام دار المعلمات ، رشتهء ادبيات را براى تدريس پذيرفتم . سرور در سال 1307 خورشيدى با پسر عمويش عباسقلى محصص ازدواج كرد و بعد از دو سالى كه به خانه شوى رفت از خدمات فرهنگى كناره جست و به امور زندگى و خانه‌دارى پرداخت . شوهردارى سرور چندان بدرازا نكشيد ؛ عباسقلى خان در 1317 خورشيدى به عارضه بيمارى قلبى درگذشت در حالى كه آقايان محمد على ، داريوش ، اردشير و ايراندخت محصص را بيادگار خود براى همسرش نهاده بود و اين زن بزرگوار هم براى پرورش و آموزش فرزندان لحظه‌اى از تلاش و تكاپو بازنايستاده خود را وقف جگرگوشگانش كرد . در اين اوقات هيئت آمريكايى كليهء تأسيسات خود را به دولت ايران واگذار نمود و دبيرستان دخترانه فروغ رشت هم يكى از اين تأسيسات ارزشمند بود كه از شهرت و اعتبار والايى بهره داشت . وزارت فرهنگ از اين بانوى بزرگوار خواست مديريت چنين آموزشگاه ارزنده‌اى را بپذيرد . مهكامه با عشق خاصى كه به فرهنگ داشت ، فراخوانى خويش را پذيرا گرديد و هشت سال تمام آنجا را بهتر از گذشته اداره نمود . در اين زمان چون فرزندانش وارد تحصيلات دانشگاهى شده بودند ناچار به تهران مهاجرت كرد ، در همانجا مىبود تا ابديت وى را به خود فراخواند . سرور الدوله مهكامه محصص در سال 1313 در مسابقهء انجمن ادبى ايران براى هزاره استاد سخن فردوسى شركت نمود و رتبهء ممتاز را به خود اختصاص داد . در نخستين انجمن ادبى گيلان بااينكه همهء اعضا حتى سخنور بزرگ اسماعيل دهقان دوست داشتند سمت رياست انجمن را به او تفويض كنند ولى او خود با احترام استاد مذكور نيابت رياست را پذيرفت و با مديريت خاص خود ادارهء انجمن را به عهده گرفت . در نخستين كنگرهء شعرا و نويسندگان ايران نيز در رديف ملك الشعراء بهار و ديگر نامداران شعر و ادب ايران بر كرسى هيئت‌رئيسه جاى گرفت . از اين شاعرهء خوش‌قريحه پنج هزار بيت شعر باقى مانده است . ميان مهكامه با پروين شاعر بزرگ معاصر دوستى ژرفى برقرار بود و اين دو زن اديب كه هريك به گونه‌اى در جوانى محكوم به تنهايى شده بودند تا آخرين لحظات زندگى رشتهء مودت را به استحكام اوليهء ميان خود حفظ كردند . سرور الدوله در شعر مهكامه تخلص مىكرد و گاه نيز از اسم سرور استفاده مىنمود . غزل زيباى زيرا به هنگام خداحافظى با دوشيزگان دبيرستان فروغ رشت در دىماه 1328 ارتجالا سروده و هديهء عزيزان گيلان نموده است : چو كردگار مددكار و ياركار من است * فروغ كار من ، از لطف كردگار من است گر اعتبار كسان مكنت است و مال و منال * كمال و دانش و فرهنگ اعتبار من است ديار غرب ز خورشيد شرق نورانى است * ديار علم درخشنده از ديار من است مراست كشور ايران ، بسان جان عزيز * به ويژه خطه گيلان كه لاله‌زار من است چگونه ترك كنم سرزمين گيلان را * كه زادگاه من و ايل و هم‌تبار من است به خاك پاك تو سوگند اى ديار عزيز * كه نام تو شرف و عزّ و افتخار من است اگر به صورت ظاهر ، فتاد تفرقه‌اى * هميشه نقشه تو در بر و كنار من است به صفحه دل من نقشه وطن نقش است * چرا كه نقش وطن دلبر و نگار من است فروغ مهر و ادب ، جلوه جمال زن است * كه نور صبح درخشان به شام تار من است اميد هست كه ديدارها شود تجديد * چو اين اميد به قلب اميدوار من است پيام سرور مهكامه ، دوستان اين است * فروغ علم در اين شهر يادگار من است اردشير محصص نقاش چيره‌دست و كاريكاتوريست پرآوازه كه آثارش در نشريات معتبر آمريكا و اروپا به چاپ مىرسد از ذوق و استعداد مادر هنرمندش